على ربانى گلپايگانى
172
ايضاح الحكمه ترجمه و شرح بداية الحكمه ( فارسى )
ترجمه و توضيح فصل دهم : در عدم ، تمايز و عليت نيست اما عدم تمايز ، به دليل اينكه تمايز فرع ثبوت و شيئيت است و عدم ثبوت و شيئيت ندارد ، آرى چهبسا عدمى از عدم ديگر به خاطر اضافهء آن به ملكات و اقسام وجود ، ممتاز مىگردد ، مانند عدم بينائى و عدم شنوايى و عدم زيد و عدم عمرو ( كه هر يك ممتاز از ديگرى است ، ولى اين امتياز به خاطر چيزى كه عدم به آن اضافه شده است يعنى : بينائى و شنوايى ، و زيد و عمرو است و به همين جهت امتياز تنها در عدم مضاف متصور است ) ، اما در عدم مطلق ( كه عدم به ملكات و اقسام وجود اضافه نگرديده ) ، تمايزى نخواهد بود . و اما عدم عليت در عدم ، به جهت باطل بودن عدم و انتفاء شيئيت از آن است . ( و اگر اشكال شود به اينكه گاهى عدم چيزى به عنوان علت عدم امر ديگر قلمداد مىگردد ، پاسخ اين است كه ) ، گفتهء دانشمندان كه مىگويند عدم علت ، علت عدم معلول است . گفتارى است تقريبى و مجازگونه ( كه براى تقريب مطلب به ذهن به كار مىرود ) بنابراين اين وقتى مىگويند : « ابر موجود نشد پس باران هم نباريد » ( كه عدم ابر علت عدم باران دانسته شده است ) ، معنا و مفاد حقيقى آن اين است كه رابطه عليت و معلوليت كه ميان وجود ابر و وجود باران متصور است ، تحقق نيافته است ، و اين نوع تعبير - چنانكه گفتهاند - مانند جارى نمودن احكام قضاياى موجبه بر قضاياى سالبه است كه گفته مىشود ، سالبهء حمليّه و سالبهء شرطيه و مانند آن با آنكه چيزى كه در اين قضايا متحقق است ، سلب حمل و سلب شرط است ، ( نه حمل سلبى و شرط سلبى ، بنابراين اگر به قضيهء سالبه عنوان حمليه و شرطيه اطلاق مىشود ، از باب تشبيه آن به قضيه موجبه و اجراى حكم موجبه بر آن است ) .